|
|
|
|
|
گفتي: " زيبايي، زيبايي شناس مي خواد. يه تيكه نور، عين ماه شب چارده، واسه همه عمرم دوستت دارم. اگه فقط تو، تو بخواي حاضرم خودمو وقفت كنم." - آدما به همه چي عادت ميكنن اما يادت باشه من هر كسي نيستم ... گفتي: "پس عشق، محبت، از خود گذشتگي، وقف كردن؟" - واسه اين قرتي بازيا ديگه دير شده ...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 14:57 توسط برکه کبود
|
|
||