|
|
|
|
|
چه بیراهه رفتیم ای دوست از جمع راه ها که به واهی رسیده است زمان کجاست ؟ دارد زمانه می بردش در ساحت نظاره ی تاریخ هستی ام مرزی که می رود به آوای بازها شاید ، شايد در اين تباهي ها در اين هميشه باقي ها داستاني ناگفتني بوده است در خلوت تمامي بيراهه هاي من چه بيراهه رفتيم اي دوست تا بهت عاشقانه ي خويش و تا اولين ؛ تا اولين حكايت باقي باقي ... باقي ...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:36 توسط برکه کبود
|
|
||