|
|
|
|
|
از روزی که قدم به اینجا گذاشتم و شروع به نوشتن کردم می دونستم چي می خوام و چه می کنم، اما نمي دونم چرا حتي باور خودم رو هم آگاهانه رد كردم. نمي دونم چرا بيرحمانه و ناآگاهانه قضاوت كردم در صورتي كه گفته بودم من آزادانه ترا می بخشم و هر داوری نادرست درباره ترا رها می کنم. اما امروز اولين قدم از زندگي جديدم رو برداشتم. گامي به سوي بهتر شناختن خودم ... و از تو سپاسگزارم كه چنين هدايتم كردي. باورت كردم و از تو ميخوام هر آنچه كه هستم، باور كني ...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت 9:32 توسط برکه کبود
|
|
||