تبليغاتX
برکه کبود - خوب کردم ...
من آزادانه ترا می بخشم و هر داوری نادرست درباره ترا رها می کنم.
 

دلم می خواست، حرفيه؟ چطور هر وقت مديرعاملمون ميره مسافرت يا نمياد و من از بند جيم استفاده مي كنم بايد بفهمه ولي هر زمان كه همكارم ميره من بايد پنهون كاري كنم؟! اونوقت تازه بدهكارم ميشم. دلم خواست ايندفعه بدجنسي كنم. خوب كردم.

* ليلا جون، من دوشنبه كه مهندس ميره نيستم، نميام.

- ااااا، باشه. برين به كاراتون برسين، من هستم.

تقصير خودش بود. مي خواست ديروز بدجنسي نكنه و اونجوري نره تو ژست تا منم امروز صبح در كمال آرامش زود بيام. ولي وقتي قيافه ميگيره منم دلم خواست زماني بيام كه بعد از تلفن مهندس باشه. ميخواستم مهندس رو تحريك كنم تا وسط روز هم زنگ بزنه ببينه كارمندش چقدر نمونه است. دلم خنك شد. خوب كردم ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 17:20  توسط برکه کبود  |